ترجمه "kjeks" به فارسی
کلوچه, بیسکویت, بيسکويت بهترین ترجمه های "kjeks" به فارسی هستند.
kjeks
-
کلوچه
nounHun snek seg ut med en kjeks og et kyss.
او از کلاس بیرون می آمد با یک کلوچه و یک بوسه.
-
بیسکویت
noun masculineJeg kan ikke tenke på noe før jeg har fått kjeks.
نگاه کنید ، من نه تنها می تواند بر روی هر چیزی تمرکز تا زمانی که من یکی از کسانی که بیسکویت داشته است.
-
بيسکويت
noun masculineIndianerpiken laget kjeks og saus.
دختر سرخ پوست واسمون بيسکويت و سس درست کرد.
-
شیرینی
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kjeks " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن