ترجمه "klinikk" به فارسی

درمانگاه, کلینیک بهترین ترجمه های "klinikk" به فارسی هستند.

klinikk
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • درمانگاه

    noun masculine

    Ingen behov for å dra til klinikken for en rutinesjekk.

    نیازی به رفتن به درمانگاه برای آزمایشات معمول نیست.

  • کلینیک

    noun masculine

    Syv år gamle Justin Senigar kom til klinikken vår med diagnosen ekstremt tung autisme.

    جاستین سینگر هفت ساله با تشخیص اوتیسم بسیار شدید به کلینیک ما آمد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " klinikk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "klinikk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه