ترجمه "klister" به فارسی

لعاب, چسب بهترین ترجمه های "klister" به فارسی هستند.

klister
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • لعاب

    noun
  • چسب

    noun

    Hun klistret det på vinduet med plaster.

    ظاهراً چسب زخمش تو در گاهي پنجره گير ميکنه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " klister " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "klister" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه