ترجمه "klok" به فارسی
باهوش, زرنگ, زیرک بهترین ترجمه های "klok" به فارسی هستند.
klok
forstandig, klartenkt [..]
-
باهوش
adjectiveDu burde følge rådet til en klok mann.
بايد به نصيحت هاي يه مرد باهوش گوش بدي.
-
زرنگ
adjective -
زیرک
adjective«Den kloke gir akt på sine skritt,» sier et bibelsk ordspråk.
مثلی در کتاب مقدس است که میگوید: «مرد زیرک در رفتار خود تأمّل مینماید.»
-
هوشمند
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " klok " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن