ترجمه "klubb" به فارسی
باشگاه, انجمن, رسته بهترین ترجمه های "klubb" به فارسی هستند.
klubb
-
باشگاه
I morgen ler du av alt dette i den fisefine klubben din.
ببين چي بهت ميگم ، فردا تو باشگاه ورزشي به اين قضيه که راه افتاده پوزخند ميزني.
-
انجمن
noun masculineHan startet en klubb som het Ku Klux Klan.
کاري که کرد اين بود که اين انجمن رو به اسم کو کلاکس کلان برپا کرد.
-
رسته
noun masculine -
صنف
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " klubb " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "klubb" با ترجمه به فارسی
-
باتون · چماق · چنبه · کدین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن