ترجمه "knulle" به فارسی
گائیدن, گاییدن بهترین ترجمه های "knulle" به فارسی هستند.
knulle
-
گائیدن
verbDu knullet vel ikke assistenten på kopirommet igjen?
نکنه بازم درحال گائیدن منشیت توی اتاق تکثیر بودی ؟
-
گاییدن
De ser på mens jeg drikker og ser på mens jeg knuller.
اونا منو موقع مشروب خوردن می پان ، منو موقع گاییدن می پان!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " knulle " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن