ترجمه "komme" به فارسی
آمدن, رسیدن بهترین ترجمه های "komme" به فارسی هستند.
komme
دستور زبان
bevege seg mot, nærme seg
-
آمدن
verbEvangelieskribentene visste at Jesus hadde levd i himmelen før han kom til jorden.
نویسندگان انجیل بر این حقیقت که عیسی پیش از آمدن به زمین در آسمان میزیست واقف بودند.
-
رسیدن
verbFor å komme fram til huset måtte de to eldste krysse en dreneringsgrøft.
این دو پیر برای رسیدن به آنجا باید از یک کانال فاضلاب عبور میکردند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " komme " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "komme" با ترجمه به فارسی
-
ویرگول · کاما
-
شروع به کار
-
منوط بودن · وابسته بودن
-
بیرون آمدن
-
برگشتن
-
درآمدن · وارد شدن · ورود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن