ترجمه "kong" به فارسی

شاه, پادشاه بهترین ترجمه های "kong" به فارسی هستند.

kong noun دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • شاه

    noun

    Akkurat nå er prisen min hodet til kong Hårek.

    دراین لحظه ، نرخی که من تعیین میکنم سر شاه هوریکه.

  • پادشاه

    noun

    En gang i tiden følte kong David i Israel at han var under et nærmest uutholdelig press.

    یک بار داوود، پادشاه اسرائیل، احساس کرد که فشار مشکلات برای او تقریباً غیر قابل تحمل شده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kong " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "kong" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kong" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه