ترجمه "kontroll" به فارسی
بررسی, تعالی, نظارت بهترین ترجمه های "kontroll" به فارسی هستند.
kontroll
-
بررسی
nounKlarte ikke kople til tjeneren. Kontroller innstillingene og prøv igjen
قادر به اتصال به کارساز نیست. لطفاً ، تنظیمات خود را بررسی کرده و دوباره سعی کنید
-
تعالی
noun -
نظارت
noun masculineEn verden uten regler og kontroll, uten gjerder og grenser.
دنيايي بدون قوانين ، بدون نظارت ، بدون مرز و محدوديت.
-
ترجمه های کمتر
- چک
- کنترل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kontroll " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "kontroll" با ترجمه به فارسی
-
کنترل از کار افتاده
-
کنترل ActiveX
-
کنترل سفارشی
-
کنترل محدوده
-
کنترل زیستی آفت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن