ترجمه "kort" به فارسی

کوتاه, کارت بهترین ترجمه های "kort" به فارسی هستند.

kort دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • کوتاه

    adjective neuter

    Livet er for kort til å lære seg tysk.

    برای فراگیری آلمانی، زندگی خیلی کوتاه است.

  • کارت

    noun

    Du vet vel at du ikke trenger å gi meg kort.

    می دونی که مجبور نیستی هنوزم بهم کارت تبریک بدی.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kort " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "kort" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kort" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه