ترجمه "kranium" به فارسی

جمجمه, فرق سر, کاسه سر بهترین ترجمه های "kranium" به فارسی هستند.

kranium
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • جمجمه

    noun

    La oss åpne kraniet og se hva som skjer, når vi drar i denne.

    مثل بازكردن جمجمه و برداشتن قسمتي از مغز تا ببينن بعدش چه اتفاقي ميفته

  • فرق سر

    noun
  • کاسه سر

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kranium " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kranium" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه