ترجمه "krem" به فارسی

روغن, مرهم, پماد بهترین ترجمه های "krem" به فارسی هستند.

krem

Samlebetegnelse for tykke væsker [..]

+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • روغن

    noun masculine
  • مرهم

    noun masculine
  • پماد

    noun masculine
  • کرم

    noun masculine

    Den pisker egg og krem.

    تخم مرغ و کرم و همه جور چيز رو مخلوط ميکنه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " krem " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "krem" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "krem" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه