ترجمه "krige" به فارسی

جنگ کردن, دشمنی کردن بهترین ترجمه های "krige" به فارسی هستند.

krige

Føre krig mot noe(n)

+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • جنگ کردن

    verb

    Shaw har erklært krig mot menneskeheten, mot alle sammen.

    شاو عليه بشريت اعلان جنگ کرده عليه همه ي ما.

  • دشمنی کردن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " krige " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "krige" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "krige" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه