ترجمه "krige" به فارسی
جنگ کردن, دشمنی کردن بهترین ترجمه های "krige" به فارسی هستند.
krige
Føre krig mot noe(n)
-
جنگ کردن
verbShaw har erklært krig mot menneskeheten, mot alle sammen.
شاو عليه بشريت اعلان جنگ کرده عليه همه ي ما.
-
دشمنی کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " krige " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "krige" با ترجمه به فارسی
-
جنگ تمامعیار
-
جنگ روسیه و ژاپن
-
جنگاور · جنگجو · رزمجو · سلحشور · مبارز · محارب
-
جنگ · جنگاوری · محاربه · نزاع · پادرزم
-
جنگ سرد
-
جنگ
-
جنگ دینی
-
جنگ روسیه و ژاپن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن