ترجمه "kritisere" به فارسی

انتقاد کردن, انتقادکردن, عیبجویی کردن بهترین ترجمه های "kritisere" به فارسی هستند.

kritisere
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • انتقاد کردن

    verb

    Jesus kritiserte de skriftlærde som ’holdt lange bønner for syns skyld’.

    عیسی از کاتبانی که ‹نماز را به ریاکاری طول میدادند› انتقاد کرد.

  • انتقادکردن

    verb
  • عیبجویی کردن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kritisere " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kritisere" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه