ترجمه "krystall" به فارسی
بلور, کریستال, کوارتز بهترین ترجمه های "krystall" به فارسی هستند.
krystall
-
بلور
nounFor å kunne lese i krystall må man klarne det indre øye.
هنر بلور بيني در گرو داشتن چشم درون هست.
-
کریستال
noun m;nJeg er ikke her for krystallen.
من به خاطر کریستال اینجا نیستم
-
کوارتز
noun m;n
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " krystall " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "krystall" با ترجمه به فارسی
-
السیدی
-
کریستال مایع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن