ترجمه "kulde" به فارسی

سرما, برودت, سرما بهترین ترجمه های "kulde" به فارسی هستند.

kulde
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • سرما

    noun

    Det var snarere slik at Paulus opplevde sult, tørst, kulde og nakenhet.

    او در برخی مواقع حتی گرسنگی، تشنگی، سرما و عریانی را چشیده بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kulde " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kulde
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • برودت

  • سرما

    noun

    Det var snarere slik at Paulus opplevde sult, tørst, kulde og nakenhet.

    او در برخی مواقع حتی گرسنگی، تشنگی، سرما و عریانی را چشیده بود.

اضافه کردن

ترجمه های "kulde" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه