ترجمه "labyrint" به فارسی
شکنج, ماز, هزارتو بهترین ترجمه های "labyrint" به فارسی هستند.
labyrint
masculine
دستور زبان
System av veier og ganger der man skal finne frem [..]
-
شکنج
noun masculine -
ماز
noun masculine -
هزارتو
I dag har professor Bister plassert trofén dypt inne i labyrinten.
امروز صبح ، پروفسور مودی ، جام سه جادوگر رو در اعماق هزارتو قرار داده
-
پیچ وخم
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " labyrint " به فارسی
-
Glosbe Translate
تصاویر با "labyrint"
عباراتی شبیه به "labyrint" با ترجمه به فارسی
-
هزارتوی پن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن