ترجمه "lav" به فارسی
گلسنگ, تخت, تنک بهترین ترجمه های "lav" به فارسی هستند.
lav
دستور زبان
-
گلسنگ
-
تخت
nounDet sto bare en lav køye der, og det var ingen vinduer.
تنها چیزی که اونجا بود ، یه تخت خواب بچگانه بود.بدون هیچ پنجره ای
-
تنک
noun
-
ترجمه های کمتر
- پست
- کم عمق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lav " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "lav" با ترجمه به فارسی
-
گدازه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن