ترجمه "liste" به فارسی
فهرست, فهرست کردن, سیاهه بهترین ترجمه های "liste" به فارسی هستند.
liste
-
فهرست
nounMorderen har listen eller vet hvor den er.
اون شخص یه فهرست داره یا میدونه کجا پیداش کنه.
-
فهرست کردن
Klarte ikke å liste opp mappa %
خطا هنگام فهرست کردن پوشۀ %
-
سیاهه
verb
-
ترجمه های کمتر
- صورت
- لیست
- کادر لیست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " liste " به فارسی
-
Glosbe Translate
ترجمه با املای جایگزین
Liste
-
لیست
Listen over slike sykdommer blir faktisk stadig lengre.
در واقع لیست چنین بیماریهایی همچنان ادامه دارد.
عباراتی شبیه به "liste" با ترجمه به فارسی
-
فهرست گیرندگان ایمن
-
معاون رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا
-
حیله گری · روباه صفتی
-
کشور محصور در خشکی
-
فهرست فرستندگان ایمن
-
کلکسیون لیست امن
-
فهرست رئیسجمهورهای ایالات متحده آمریکا
-
لیست شماره دار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن