ترجمه "lov" به فارسی
قانون, داد, دستور بهترین ترجمه های "lov" به فارسی هستند.
lov
vedtatte, nedskrevne påbud fra et lands myndighet [..]
-
قانون
nounقانون
Vi fortsatt må sortere ut deg og meg, av loven.
من و تو ، هنوز بايد تحت اسم قانون قضيه بينمون رو حل کنيم.
-
داد
nounGud lovte for lenge siden at han skulle skape «nye himler og en ny jord».
سالها پیش، خدا وعده داد که «آسمانی جدید و زمینی جدید» میآفریند.
-
دستور
noun masculineMen det er med disse lovene som med grammatikk: Det kan finnes visse unntak fra regelen.
اما این قوانین همانند قوانین هر دستور زبانی استثناهایی نیز دارد.
-
پروانه
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lov " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "lov" با ترجمه به فارسی
-
مقالهٔ توصیهشده
-
قانون کولن
-
حقوق
-
حقوق مذهبی
-
خاصیت جابهجایی
-
قانون صفرم ترمودینامیک
-
قانون سوم ترمودینامیک
-
قانون اهم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن