ترجمه "maling" به فارسی

رنگ نقاشی, رنگ بهترین ترجمه های "maling" به فارسی هستند.

maling
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • رنگ نقاشی

    noun
  • رنگ

    noun

    Jeg gjorde pappa til prinsesse, men han vasket av malingen.

    بابا رو يه شاهزاده خانم کردم اما رنگ ها رو از صورتش شست.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " maling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "maling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه