ترجمه "mark" به فارسی

کرم, محوطه جنگلی, مرز بهترین ترجمه های "mark" به فارسی هستند.

mark دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • کرم

    noun

    Du drar fra meg hver dag for å torturere små mark?

    هرروز منو ول مي کني که بياي کرم هاي کوچولو رو شکنجه بدي ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mark " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mark

Mark (navn)

+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • محوطه جنگلی

  • مرز

    noun
  • کرم خاکی

تصاویر با "mark"

عباراتی شبیه به "mark" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mark" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه