ترجمه "melk" به فارسی
شیر, شير, schir بهترین ترجمه های "melk" به فارسی هستند.
melk
masculine
دستور زبان
-
شیر
nounJeg vil snakke om noe så grunnleggende som melk.
میخوام در مورد چیز ساده ای مثل شیر صحبت کنم.
-
شير
Nadine skulle slått ham i hodet og solgt melken.
نادين بايد اون پسره رو تويه اون شير لعنتيه فروخته شده مخفي ميکرد.
-
schir
noun masculine -
[[شیر]]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " melk " به فارسی
-
Glosbe Translate
تصاویر با "melk"
عباراتی شبیه به "melk" با ترجمه به فارسی
-
دوشیدن
-
شیر خشک بدون چربی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن