ترجمه "messing" به فارسی

برنج ترجمه "messing" به فارسی است.

messing
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • برنج

    noun

    10 Han lot også sine arbeidere utføre allslags fint arbeide av fint treverk og av kobber og av messing innenfor templets vegger.

    ۱۰ و او همچنین واداشت که کارگرانش همه گونه ظریف کاری از چوب عالی، و از مس و از برنج، در دیوارهای معبد بکار برند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " messing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "messing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه