ترجمه "metode" به فارسی
روش, متد, شیوه بهترین ترجمه های "metode" به فارسی هستند.
metode
-
روش
noun masculineTauet ditt er kort på grunn av metodene dine.
به خاطر روش های خودت اختیارات کافی نداری.
-
متد
noun masculineI Gateshead jobbet jeg med 32 barn og begynte å finstille metoden.
در گیت سید ٣٢ دانش آموز رو برداشتم و سعی کردم تا متد رو با اونا تنظیم کنم.
-
شیوه
noun masculineHvis du ser det som en fordel, kan du kombinere flere metoder.
گاه نیز شاید لازم ببینید که چند شیوه را با هم ادغام کنید.
-
ترجمه های کمتر
- طریقه
- راه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " metode " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "metode" با ترجمه به فارسی
-
پژوهش کمی
-
کمترین مربعات
-
روش علمی
-
روش تحقیق کیفی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن