ترجمه "minimal" به فارسی
حداقل, دست کم, کمترین بهترین ترجمه های "minimal" به فارسی هستند.
minimal
-
حداقل
adjectiveFordelene ved å gjøre dette er kjempestore, og risikoene er minimale.
منافع انجام چنین اقدامی بینهایت بزرگ است، و خطراتش در حداقل.
-
دست کم
adjective -
کمترین
adjective -
کمینه
adjectiveEn minimal vindusbehandler men med innstillingerName
یک مدیر پنجرۀ کمینه ، اما قابل پیکربندیName
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " minimal " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن