ترجمه "modell" به فارسی

مانکن, مجسمه چوبی, مدل (شخص) بهترین ترجمه های "modell" به فارسی هستند.

modell
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • مانکن

    noun

    Jeg visste at du var modell.

    فکر کردم که شما مانکن هستيد

  • مجسمه چوبی

    noun masculine
  • مدل (شخص)

    fotomodell

  • چهارچوبه

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " modell " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "modell" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "modell" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه