ترجمه "monarki" به فارسی
پادشاهی, سلطنت بهترین ترجمه های "monarki" به فارسی هستند.
monarki
دستور زبان
-
پادشاهی
nounFor ikke å støte romere som var tilhengere av republikken, skjulte han sitt monarki under en republikansk forkledning.
بنابراین، برای جلوگیری از جریحهدار کردن احساسات رومیان که خواستار جمهوری بودند، بر حکومت پادشاهی خود لباس جمهوری پوشانید.
-
سلطنت
noun neuterHvorfor er Daniels beretning om det babylonske monarki mer detaljert enn verdslige historikeres beretning?
چرا شرحی که دانیال از سلطنت بابل ارائه میدهد از شروح تاریخنگاران باستان مفصلتر است؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " monarki " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "monarki" با ترجمه به فارسی
-
پادشاهی مشروطه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن