ترجمه "mor" به فارسی

مادر, مادَر, مامان بهترین ترجمه های "mor" به فارسی هستند.

mor دستور زبان

kvinne som har barn

+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • مادر

    noun

    والد مؤنث

    Mor Teresa ble født i Jugoslavia i 1910.

    مادر ترزا در یوگسلاوی در سال 1910 به دنیا آمد.

  • مادَر

  • مامان

    noun feminine

    Og så vidt jeg vet, har han ingen mor heller.

    مامان هم نداره ، تا جايي که خبر دارم.

  • والده

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "mor" با ترجمه به فارسی

  • دشت یخرفتهای · یخرفت
  • كلمه
  • مورا
  • سرگرم کردن · مشغول کردن
  • کلمه
  • مورا
اضافه کردن

ترجمه های "mor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه