ترجمه "mormor" به فارسی
مادربزرگ, ننه بهترین ترجمه های "mormor" به فارسی هستند.
mormor
masculine
دستور زبان
-
مادربزرگ
nounBare mormoren, som vi prøver å finne i Syria.
فقط یه مادربزرگ از سمت مادریش داره که داریم تلاش می کنیم توی سوریه پیداش کنیم
-
ننه
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mormor " به فارسی
-
Glosbe Translate
تصاویر با "mormor"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن