ترجمه "moster" به فارسی

خاله, عمه, زندایی بهترین ترجمه های "moster" به فارسی هستند.

moster
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • خاله

    noun
  • عمه

    noun
  • زندایی

  • زنعمو

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " moster " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "moster" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "moster" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه