ترجمه "motor" به فارسی
موتور, motor, اتومبیل بهترین ترجمه های "motor" به فارسی هستند.
motor
-
موتور
nounJeg skulle ønske jeg visste hvordan motoren virket.
اي کاش ميدونستم که يه موتور چطور کار ميکنه.
-
motor
noun masculine -
اتومبیل
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " motor " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "motor" با ترجمه به فارسی
-
موتور الکتریکی
-
سیلندر (موتور)
-
فورد
-
قشر حرکتی اولیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن