ترجمه "munn" به فارسی
دهان, دهن بهترین ترجمه های "munn" به فارسی هستند.
munn
دستور زبان
-
دهان
nounحفره بدن و اطراف آن بافت نرم در سر
Både øynene, draget om munnen og hodestillingen spiller inn.
چشمها، حالت دهان و حتی خم کردن سر نقشی مهم در بیان احساساتمان دارد.
-
دهن
noun masculineIngen tar munnen til kona mi bortsett fra meg.
هي ، هيچكس به دهن زن من دست نميزنه ، مگر خودم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " munn " به فارسی
-
Glosbe Translate
تصاویر با "munn"
عباراتی شبیه به "munn" با ترجمه به فارسی
-
خفه شو · زر نزن
-
تب برفکی
-
تب برفکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن