ترجمه "mus" به فارسی

موش, کس, موشواره بهترین ترجمه های "mus" به فارسی هستند.

mus دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • موش

    noun

    Er katten ute av huset, danser musene på bordet.

    موشها در غیاب گربه جشن میگیرند.

  • کس

    noun feminine
  • موشواره

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • موس
    • muš
    • سوراخ کس
    • مشک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "mus"

عباراتی شبیه به "mus" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه