ترجمه "myr" به فارسی
باتلاق, خاک باتلاقی, خلاب بهترین ترجمه های "myr" به فارسی هستند.
myr
دستور زبان
-
باتلاق
noun m;fJeg visste den grådige heksa ville ha det, så jeg kastet det i myra.
من ميدونستم اون جادوگر حريص دنبال اونه براي همين انداختمش تو باتلاق
-
خاک باتلاقی
-
خلاب
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- خلاش
- مرداب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " myr " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "myr" با ترجمه به فارسی
-
نیکلاس قدیس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن