ترجمه "nerve" به فارسی
عصب, عصب محیطی بهترین ترجمه های "nerve" به فارسی هستند.
nerve
-
عصب
noun masculineLydia må vite hva dette gjør med nervene mine.
ليديا بايد بدونه که با اعصاب من چيکار کرده.
-
عصب محیطی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nerve " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن