ترجمه "nord" به فارسی
شمال ترجمه "nord" به فارسی است.
nord
دستور زبان
-
شمال
nounhimmelretning
Nå bor hun visst i en rønne nord for parken, og allikevel blir hun bedt.
شنيدم يه خونه کثيف و کوچيک تو شمال پارک داره.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nord " به فارسی
-
Glosbe Translate
تصاویر با "nord"
عباراتی شبیه به "nord" با ترجمه به فارسی
-
آفریقای شمالی
-
آمریکای شمالی
-
ایرلند شمالی
-
پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی · پادشاهی متحده
-
ایرلند شمالی
-
جزایر ماریانای شمالی · مجمعالجزایر ماریانای شمالی
-
آمریکای شمالی
-
اوستیای شمالی-آلانیا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن