ترجمه "nylig" به فارسی

تازه, هزات, اخیر بهترین ترجمه های "nylig" به فارسی هستند.

nylig
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • تازه

    adjective

    Selv ikke republikanerne kunne avvise en som nylig begravde kona.

    و حتي جمهوري خواهان هم نميتونستند مردي که تازه همسرشُ خاک کرده رو رد کنند.

  • هزات

  • اخیر

    adverb

    Punkter fra stoff som nylig har vært behandlet på tjenestemøtet.

    مطالبی از یکی از قسمتهای جلسهٔ خدمت اخیر.

  • ترجمه های کمتر

    • اخیرا
    • اَخیراً
    • به تازگی
    • چَند روز پیش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nylig " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "nylig" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه