ترجمه "oberst" به فارسی

سرهنگ, کلنل بهترین ترجمه های "oberst" به فارسی هستند.

oberst
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • سرهنگ

    noun

    افسر ارشد نظامی

    Jeg tar en drink med min venn obersten.

    من دارم با دوستم سرهنگ مشروب مي خورم.

  • کلنل

    noun masculine

    Du hadde rett, og oberst Bagley tok feil.

    تو درست مي گفتي و کلنل بگلي اشتباه مي کرد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oberst " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "oberst" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه