ترجمه "ofte" به فارسی
اغلب, بارها بهترین ترجمه های "ofte" به فارسی هستند.
ofte
-
اغلب
Når kolportørene forkynte i boligblokker, ble de ofte jaget vekk av vaktmesteren.
هنگامی که کُلپُرترها در خانههای آپارتمانی موعظه میکردند، سرایدارها اغلب با آنان مخالفت میکردند.
-
بارها
adverbDette blir ofte gjort i de presentasjoner vi benytter oss av i tjenesten fra hus til hus.
این روش بارها در موعظهٔ خانه به خانه مورد استفاده قرار میگیرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ofte " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن