ترجمه "operasjon" به فارسی
عملیات, جراحی, عملیات بهترین ترجمه های "operasjon" به فارسی هستند.
operasjon
-
عملیات
nounDe har sikre etterretninger om en stor operasjon.
اونا اطلاعات اساسی دارن برای یه عملیات بزرگ.
-
جراحی
noun masculineEnhver operasjon, med eller uten bruk av blod, innebærer en risiko.
هر نوع عمل جراحی، با استفاده از خون یا بدون استفاده از خون با خطراتی همراه است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " operasjon " به فارسی
-
Glosbe Translate
ترجمه با املای جایگزین
Operasjon
-
عملیات
nounیک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
Operasjonen kunne ikke fullføres fordi kilden og målet er den samme fila
عملیات را نمیتوان کامل کرد ، زیرا پروندههای مبدأ و مقصد ، پروندۀ یکسانی هستند
عباراتی شبیه به "operasjon" با ترجمه به فارسی
-
عمل دوتایی
-
عملیات نظامی
-
عملیات خشم خدا
-
عملیات ثامنالائمه
-
جراحی کنارگذر شریان کرنری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن