ترجمه "oppgi" به فارسی

دست کشیدن, رها کردن بهترین ترجمه های "oppgi" به فارسی هستند.

oppgi دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • دست کشیدن

  • رها کردن

    Siden de ikke lenger kunne kommunisere med hverandre, oppgav de prosjektet og spredte seg.

    در نتیجه ساختن برج را نیمهکاره رها کرده، در زمین پخش شدند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oppgi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "oppgi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه