ترجمه "partner" به فارسی

یار, انباز, زوج بهترین ترجمه های "partner" به فارسی هستند.

partner
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • یار

    noun masculine

    Siden den gang har Jehova velsignet meg med en annen vakker partner, Loraini Sikivou.

    پس از آن یَهُوَه مرا از برکت داشتن یار خوب دیگری بهرهمند کرد؛ لُرِینی سیکیوُ.

  • انباز

    noun masculine
  • زوج

    noun masculine

    Ok, dere er partnere i dag slik at du kan holde øye med henne.

    بسيار عالي ، تو امروز زوج کاري او خواهي بود بدين ترتيب قادر خواهي بود که با چشمهات مواظبش باشي

  • ترجمه های کمتر

    • شریک
    • همبستر
    • همدست
    • همرقص
    • همسر
    • هنباز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " partner " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "partner" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه