ترجمه "patriark" به فارسی
حکومت پدرمیراثی, پطریارخ بهترین ترجمه های "patriark" به فارسی هستند.
patriark
-
حکومت پدرمیراثی
-
پطریارخ
noun masculine13 Patriarken Abraham sørget dypt over sin hustrus død selv om han trodde på oppstandelsen. (1.
۱۳ ابراهیم پطریارخ با اینکه به رستاخیز ایمان داشت، به دلیل مرگ همسرش عمیقاً متأثر شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " patriark " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن