ترجمه "pause" به فارسی

توقف, درنگ, غیر دائم بهترین ترجمه های "pause" به فارسی هستند.

pause دستور زبان

midlertidig stopp i handling

+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • توقف

    noun masculine

    Hvis jeg var deg, ville jeg ta en pause, bror.

    اگه من جاي تو بودم به يه دليلي توقف مي کردم داداش

  • درنگ

    noun

    Når du så leser, vil du ikke lage noen pause før du har lest det siste av de ordene som er knyttet sammen.

    سپس، موقع خواندن، تا آخرین واژهٔ آن کلماتی که به هم پیوند شدهاند مکث یا درنگ نکن.

  • غیر دائم

    noun
  • وقفه

    noun masculine

    Det blir en pause før de starter middagen.

    قراره بين کنسرت و شام يه وقفه اي باشه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pause " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pause" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه