ترجمه "pensjon" به فارسی
حقوق, پانسیون بهترین ترجمه های "pensjon" به فارسی هستند.
pensjon
-
حقوق
noun masculineDatteren min skal arve mer enn den usle pensjonen.
ميخوام براي دخترم چيزي بيشتر از حقوق لعنتيه بازنشستگيم بذارم.
-
پانسیون
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pensjon " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن