ترجمه "permisjon" به فارسی

اجازه, مرخصی بهترین ترجمه های "permisjon" به فارسی هستند.

permisjon
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • اجازه

    noun
  • مرخصی

    noun

    Roald hadde en godt betalt jobb som han trivdes veldig bra i, men bad om ett års permisjon.

    روآلد با این که شغلی پردرآمد و لذّتبخش داشت، درخواست کرد که برای یک سال به او مرخصی دهند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " permisjon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "permisjon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه