ترجمه "pil" به فارسی

تیر, فلش, پیکان بهترین ترجمه های "pil" به فارسی هستند.

pil

Spiss prosektil [..]

+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • تیر

    noun

    Han har også torden og lyn i sin hånd, lik et spyd eller et kogger fullt av piler.

    او همچنین رعد و برق را همانند نیزه و یا بارانی از تیر به کار خواهد گرفت.

  • فلش

    Følg de blå pilene, Mr. Quincampoix.

    فلش هاي آبي رو دنبال کن آقاي کوئين کامپويکس

  • پیکان

    noun

    Pil oppMouse Cursor Shape

    پیکان بالاMouse Cursor Shape

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pil " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pil" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه