ترجمه "planke" به فارسی

تخته, قسمتی از برنامه بهترین ترجمه های "planke" به فارسی هستند.

planke
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • تخته

    noun

    Banket ned pålene mot sanda og tidevannet, planke etter planke.

    ستونهایش را تخته به تخته در خلاف جریان شن در زمین فرو کردم.

  • قسمتی از برنامه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " planke " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "planke" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه