ترجمه "plassering" به فارسی

مکان, تثبیت موقعیت, ترتیب بهترین ترجمه های "plassering" به فارسی هستند.

plassering
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • مکان

    noun

    Jeg trenger navn og plassering av mannen holder Elizabeth Keen.

    اسم و مکان کسی رو میخوام که " الیزابت کین " رو نگه داشته.

  • تثبیت موقعیت

    noun neuter
  • ترتیب

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تعیین جا
    • تعیین محل
    • تعیین مکان
    • جا
    • محل نصب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plassering " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "plassering" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "plassering" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه